زين الدين محمود واصفى

492

بدايع الوقايع ( فارسى )

كه : غير واقع است . گفتند كه : شرحين را حاضر سازند . پهلوان محمد ابو سعيد فرمودند كه : احتياج به آن نيست و آن مبحث را خواندن گرفت و از هر شرح موازى يك صفحه خواند كه خروش از اهل مجلس برآمد و مدعاى قاضى نظام به ثبوت رسيد . در روزى كه اكابر و اعالى و موالى و اشراف در مجلس ميرزا [ سلطان حسين ] حاضر بودند ، مسأله‌اى در ميان افتاد . شيخ الاسلام دو نوبت تقرير فرمودند . ميرزا [ را ] در نيفتاد به واسطهء آنكه شيخ الاسلام به غايت بطى الكلام بودند . پهلوان محمد مبحث را تقرير نمود كه فى الحال ميرزا آن را دريافت چون مجلس متفرق شد و شيخ الاسلام بيرون آمدند فرمودند كه : در مجلس اينچنين پادشاهى كه اين‌چنين علما حاضر باشند ، چه معنى دارد كه كشتىگيرى ملك الكلام باشد . اين سخن را به ميرزا رسانيدند . ميرزا فرمودند كه : اين مجلس تعلق به شيخ الاسلام [ و علما ] دارد . من مرد تركىام ، اگر پهلوان محمد قابليت و استحقاق آن ندارد كه در [ اين ] مجلس سخن گويد [ بايد كه ] شيخ الاسلام او را منع نمايند ، و اگر رتبهء تكلم دارد ، شيخ چه مىفرمايند ؟ اين سخن ميرزا را به شيخ الاسلام رسانيدند ، در مجلسى كه همهء اكابر حاضر بودند . شيخ گفتند كه : شما چه مىگوئيد ؟ گفتند « 1 » كه : شما سخنى گفته‌ايد و ميرزا جواب شما را فرستاده‌اند . شيخ فرمودند كه : در واقع انصاف آن است كه پهلوان محمد را از سخن گفتن منع نمىتوان كرد . و پهلوان محمد در فن كشتى كتابى تصنيف ساخته و آن مقدار لطايف و ظرايف در آن پرداخته كه منشيان ميدان فصاحت و سخنوران معركهء بلاغت كه آن را مىبينند ، زانوى عجز بر زمين مىنهند . و مشهور است كه پهلوان محمد از بيشتر ابيات غزليات خواجه حافظ شيرازى اسامى استخراج نموده و از آن

--> ( 1 ) - B 2 : اكابر گفتند .